رهبری زنان یا مردان ؟

رهبری زنان یا مردان ؟

رهبری زنان یا مردان ؟ | برتری زنان و مردان موضوعی است که همواره بر سر آن بحث های زیادی وجود داشته و مجادله بر سر این مسئله موضوع جدیدی نیست. مدافعان حقوق زنان در این باره می گویند زنان در بعضی از امور خصوصا در بخش های مدیریتی دست کم گرفته شده ‌اند. براساس تحقیقات و بررسی های انجام شده، زنان در وظایف رهبری نه تنها ضعیف‌ تر از مردان نیستند بلکه توانایی بیشتری نیز در این زمینه دارند. متاسفانه عواملی وجود دارد که موجب می شود توانایی های زنان دیده نشود، از جمله این عوامل تبعیض ‌ها هستند، خصوصا تبعیض‌ های اجتماعی علیه زنان سبب نادیده گرفته شدن توانایی‌ های رهبری زنان در عرصه‌ های مختلف شده است. همچنین تبعیض های موجود در اجتماع موجب محرومیت زنان از تساوی حقوق اجتماعی نیز می شود.

در بعضی از شرکت ها و سازمان ‌ها با این که زنان پا به پای مردان و یا به اندازه ی آن ها با تعهد و پایبندی بالا کار می کنند، دستمزد کمتری نسبت به کارمندان مرد دریافت می نمایند. هر چند هنوز از تمام توانایی مدیریتی زنان استفاده نشده، اما زنان توانایی ‌های فوق ‌العاده‌ای دارند که ثابت می کند آن ‌ها نه تنها در نقش مدیریت و رهبری از مردان ضعیف‌ تر نیستند، بلکه توانا تر نیز می باشند. ما قصد داریم در ادامه‌ ی مقاله، به توانایی‌ های زنان بیشتر اشاره کنیم و به شما بگوییم چرا زنان در بحث رهبری بهتر از مردان هستند؟

  • زنان به خوبی می دانند که چطور به دیگران انگیزه بدهند.
    یکی از توانایی های مهم که تنها در برخی از افراد دیده می شود، انگیزه دادن به دیگران است. زنان جزو آن دسته از افراد هستند که به راحتی می توانند به سایر افراد انگیزه بدهند، به طور کلی زنان انگیزش‌ دهندگان توانا و قابلی هستند. زنان به دلیل وجود حس کارآگاه‌ گونه‌ ی پنهان در خود خیلی خوب می‌ دانند که چه حرکت و یا حرفی می‌ تواند اسباب انگیزه یا بالعکس ترس طرف مقابل‌ شان شوند. پس آن ها بسیار راحت‌ تر از مردان می ‌توانند برای انگیزه‌ دادن و تشویق دیگران راه‌ حل پیدا کنند.
    نکته مهم دیگری وجود دارد، این که زنان نسبت به مردان در رویارویی با احساسات‌ خود تواناترند، درحالی‌ که مردان از این مواجهه کمی می‌ ترسند. علاوه بر این که زنان می توانند به‌ راحتی در مواقعی که انگیزه‌ ی کارمندان‌ شان برای ادامه‌ ی پروژه کم می ‌شود، به آن ها روحیه و اعتماد به ‌نفس بدهند و پایان خوش پروژه ‌ی درحال انجام را برای‌ آن ها به تصویر بکشند. براساس مطالعات انجام شده، کارمندانی که تحت مدیریت زنان کار می‌ کنند، وظایف خود را متعهدانه‌ تر انجام می‌ دهند.
  • زنان مسیر موفقیت را به خوبی می شناسند.
    زنان به خوبی می دانند که چگونه با وجود تبعیض ها و موانع بسیار به پیروزی برسند، چرا که آن ها همیشه به عنوان یک زن دچار انواع و اقسام تبعیض ‌ها واقع شده‌ اند اما توانسته ‌اند به خواسته های خود برسند و برخلاف محدودیت‌ هایی که بر آن ها تحمیل شده است در عرصه‌ های مختلف به موفقیت و سربلندی برسند.
    مردان به‌ سختی می‌ توانند درک کنند که دست ‌کم گرفته ‌شدن درست از همان دوران کودکی چه حس ‌عجیبی دارد، در واقع آن ها با این حس بیگانه هستند. اما هر زن و دختری در مقاطعی از زندگی با اشکال گوناگونی از تبعیض‌ جنسیتی مواجه شده است. چه بسیار زنانی که در تلاش‌ اند تا با وجود کسانی که در مسیر پیشرفت‌ شان سنگ می ‌اندازند، بالاخره راهی پیدا کنند تا در عرصه‌ ی دلخواه‌ شان به پیروزی برسند.

رهبری زنان یا مردان

  • زنان مدیرانی کارآمد هستند.
    از زمان های گذشته زنان مدیریت امور داخلی خانه را برعهده داشته اند. به همین علت، زنان خیلی خوب می‌ دانند که چگونه حتی با بودجه ی اندک ، مخارج خانه را مدیریت کنند که بتوان در کنار آن پس ‌انداز نیز داشت. خوشبختانه به دفعات شاهد بوده ایم که در بسیاری از موارد که زنان در مشاغل مدیریتی حضور فعال داشته ‌اند ، در مدیریت و تخصیص منابع و حفظ تعادل ‌های مالی به‌ مراتب تواناتر بوده اند.
    برخی از زنان عادت به تنظیم فهرست وظایف دارند و به همین دلیل در برنامه ریزی و زمان ‌بندی امور حرفه‌ ای ‌تر هستند. اما اکثر مردان این طور نیستند؛ آن ها اغلب کارهای خود را بدون برنامه ریزی انجام می دهند و معمولا هم نتیجه ‌ی مطلوبی از این رویکرد نمی‌ گیرند. علاوه بر این زنان از خصوصیات ویژه‌ ای برخوردارند که موجب می‌ شود به چشم همکاران و کارمندان ‌خود در مقایسه با مردان، مدیران تواناتری به‌ نظر برسند. علتش هم این است که زنان نسبت به کارمندان‌ خود با ملاحظه‌ ی بیشتری رفتار می ‌کنند و همیشه در تلاش‌ اند تا خودشان را همگام با سایر کارکنان سازمان بالا بکشند.
  • زنان از حس همکاری و مشارکت قوی برخوردارند.
    آن ها ذاتا قادرند دیگران را دور هم جمع کرده و به همین ترتیب در مشارکت و همکاری با دیگران نیز تواناترند. یکی از خصوصیات خاص زنان، ایفای هم ‌زمان چند نقش مختلف است که آن ها را قادر می ‌سازد تا برای شاد کردن تمامی افراد خانواده یا شرکت راه‌ حلی داشته باشند. این خصوصیت به‌ ویژه در محل کار مزیتی ستودنی محسوب می ‌شود.
    مردان عموما در رهبری و هدایت دیگران از خصوصیات مردان آلفا استفاده می‌ کنند که البته بی ‌فایده هم نیست اما حداقل در توانایی انجام کارهای گروهی چندان به کارشان نمی آید. این درحالی است که می‌ دانیم کار گروهی از ضروریات پیشرفت در هر کسب ‌و کاری است. زنان به‌ طورکلی به انجام کارهای تیمی و اشتراک‌ گذاری ایده‌ ها و نظرات ‌خود علاقه ‌مندند و زمانی که کاری را تیمی انجام می ‌دهند، تمام تلاش ‌شان این است تا راه‌ حلی پیدا کنند که به نفع تمامی اعضای گروه باشد.
  • زنان اخلاق کسب و کار را رعایت می کنند.
    زنان بسیار بیشتر از مردان به اخلاق کسب ‌و کار پایبندند. مردان گاهی اوقات این اخلاق ‌مداری را تنها به حوزه ‌ی کسب ‌و کار محدود می کنند. این درحالی است که به ‌طور معمول زنان این اخلاق ‌مداری را فراتر از حوزه‌ ی کسب ‌و کار برده و همیشه در تلاش ‌هستند تا حقوق دیگران در هر زمان در کمال انصاف و عدالت رعایت شود. ممکن است علتش این باشد که وقتی زنان اشتباه کوچکی از جانب خودشان مرتکب می‌ شوند، تا مدت‌ها از این بابت احساس گناه می‌ کنند. از آن جایی که در هر شرکت یا سازمانی به رفتار اخلاق‌ مدارانه بسیار بها داده می‌ شود، زنان شانس بیشتری برای رهبر شدن دارند. همچنین زنان در قبال کاری که انجام می ‌دهند، مسئولیت پذیری بیشتری داشته و بسیار شفاف عمل می ‌کنند.
  • زنان از مهارت‌ های ارتباطی بالایی برخوردارند.
    یک تفکر رایج و در عین حال اشتباه که درباره زنان وجود دارد، پر حرف بودن آن هاست. حال چرا می گوییم این تفکر اشتباه است؟ زیرا زنان هر حرفی که به ذهنشان برسد را به سرعت بیان نمی کنند. آن ها با معنا صحبت می کنند، چرا که توانایی فوق ‌العاده‌ای در تفکر منطقی درباره ‌ی موضوعات مختلف دارند و همیشه تمایل دارند هر مسئله‌ ای را به طور عمقی تجزیه و تحلیل کنند. زنان می توانند در ارتباطات خود، طرف مقابل را با زیرکی به انجام معاملات کاری قانع کنند. آن‌ ها ابتدا درباره‌ ی کارهایی که قصد انجام آن را دارند، حرف می زنند و سپس حرف ‌های خود را به اثبات می رسانند.
    اما مردان در این موضوع نقطه مقابل زنان هستند و عمل را بر حرف ترجیح می دهند. پس زنان می توانند با مهارت ‌های ارتباطی خود در مدیریت موفق ‌تر باشند. هر چه در مهارت ‌های ارتباطی توانایی بیشتری داشته باشید، اطلاعات را به طور کارآمدتری انتقال خواهید داد و این همان ویژگی ‌ای است که برای مدیریت و رهبری هر کسب و کاری لازم است. علاوه بر آن، مهارت ‌های ارتباطی در تقویت و حفظ ارتباطات شخصی و کاری موثر هستند.

زنان صبر بیشتری دارند.
در مقایسه با مردان، زنان بسیار صبورتر هستند. کمتر اتفاق می افتد که زنی بدون فکر و عجولانه دست به کاری بزند. زنان به ‌خوبی این موضوع را می دانند که تصمیم‌ گیری‌ عجولانه کار درستی نیست. به همین علت آن ها برای تصمیمات ‌شان وقت بیشتری می ‌گذارند و جوانب مختلف را پیش از نتیجه‌ گیری نهایی با دقت بررسی می نمایند، خصوصا اگر پای تصمیمات کاری در میان باشد. جالب است بدانید که زنان در کنترل استرس نسبت به مردان تواناترند. این موضوع بر هیچ کس پوشیده نیست که استرس می ‌تواند روی قدرت تصمیم ‌گیری تاثیر منفی بگذارد و موجب گرفتن تصمیماتی شود که از شانس پیشرفت‌ مان می ‌کاهند.

رهبری زنان یا مردان ؟

  • زنان به دنبال رشد فردی هستند.
    زنانی که رهبری گروهی را برعهده دارند همیشه از مشاهده‌ ی رشد فردی اعضای گروه شان احساس غرور می ‌کنند و همیشه کارمندان‌ خود را به پیشرفت در زندگی و کار تشویق می‌ کنند. این خصوصیتی است که هر رهبر موفقی به آن نیاز دارد تا کارمندانش بتوانند با او ارتباط موثرتری برقرار نمایند.
    اغلب مردان حاضرند اعتراف کنند که زنان به دلیل برخورداری از مهارت‌ های ارتباطی ذاتی، هوش هیجانی و همدلی، رهبران بهتری هستند. همچنین آن ها قادرند با دیدگاه‌‌ های نو و منحصربه‌ فردشان در خصوص مسائل مختلف به راه ‌حل‌ هایی برسند که در نهایت به نفع کل گروه تمام خواهد شد. به‌ عبارتی، زنان به مجموعه ‌ای از توانایی‌ های کاربردی و مفید مجهزند که در رهبری کارآمد مورد نیاز شمرده‌ می‌شوند.
  • زنان رفتار حمایتی بهتری دارند و دسترس پذیرتر هستند.
    نه تنها زنان همیشه در دسترس هستند، بلکه ذهن و دلی بازی نیز دارند. این بدان معناست که دسترس ‌پذیری فقط به ‌معنای در دسترس‌ بودن فیزیکی نیست. روانشناسان بر این باورند که زنان به دلیل غریزه‌ ی مادری و میل به تامین نیازهای وابستگان‌ خود پذیراتر رفتار می‌ کنند. این رافت و شفقت ذاتی سبب می شود زنان بدون توجه به جایگاه شغلی‌ شان، تمایل بیشتری به حمایت کارمندان و همکاران در سطوح مختلف سازمانی داشته باشند.
  • زنان شنونده‌ ی خوبی هستند.
    اکثر زنان با دقت و حوصله به حرف‌ های سایر افراد گوش می دهند و به این درک رسیده ‌اند که چرا خداوند دو گوش و یک دهان به انسان داده است. بسیاری از زنان هنگامی که فردی برایشان حرف می زند، تمام حواسشان را به طرف مقابل می دهند. در حقیقت، زنان دوست دارند درد دل دیگران را بشنوند و در صورت نیاز در کنارشان باشند. شنونده ‌ی خوب بودن یکی از خصوصیات اصلی رهبران موفق است. رهبران زن به دلیل شنونده‌ ی خوب بودن قادرند با مشتریان و کارمندان ارتباط بهتری برقرار کنند.